آشنایی با استراتژیهای مدیریت فعال و مدیریت مبتنی بر فاکتور در سبد صندوق
تغییرات نرخ سود بانکی یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر جذابیت صندوقهای سرمایهگذاری و جریان نقدینگی میان بازار پول و سرمایه است. افزایش نرخ سود معمولاً جذابیت صندوقهای درآمد ثابت را بیشتر و در مقابل، جذابیت نسبی صندوقهای سهامی و مختلط را کاهش میدهد. در این مطلب، اثر نرخ بهره بر بازدهی و NAV انواع صندوقها، هزینه تأمین مالی شرکتها، رفتار سرمایهگذاران، نقدشوندگی و استراتژی مدیریت پرتفوی را بررسی میکنیم.
تفاوتهای کلیدی مدیریت فعال و مدیریت غیرفعال (Passive) در صندوقها
تفاوت بنیادین این دو روش در نگاه آنها به کارایی بازار نهفته است. در مدیریت غیرفعال یا پسیو، فرض بر این است که بازار به اندازه کافی کارا بوده و تلاش برای شکست دادن آن در بلندمدت بیثمر است؛ لذا سبدی مشابه یک شاخص (مثل شاخص کل) تشکیل میشود. اما در مدیریت فعال، اعتقاد بر این است که ناهنجاریهای قیمتی فرصتهایی را برای کسب سود بیشتر فراهم میکنند.
از نظر هزینهای، صندوقهای غیرفعال به دلیل عدم نیاز به تیمهای تحلیل گسترده، کارمزد کمتری دارند، در حالی که مدیریت فعال به دلیل هزینههای پژوهشی و معاملات مکرر، معمولاً گرانتر است. همچنین ریسک در مدیریت فعال بالاتر است، چرا که تصمیمات اشتباه مدیر میتواند منجر به بازدهی کمتر از شاخص شود، در حالی که در مدیریت غیرفعال، بازدهی دقیقاً همسو با بازار حرکت میکند.
ویژگیها و اهداف استراتژی مدیریت فعال پورتفوی
| هدف اصلی | کسب بازدهی بالاتر از شاخص معیار (Benchmark) و تحقق بازدهی مازاد (آلفا) |
|---|---|
| ابزارهای تحلیلی | اتکا بر تحلیلهای بنیادی، تکنیکال و بررسیهای جامع اقتصاد کلان |
| ساختار سبد دارایی | بازنگری و تغییر مداوم ترکیب داراییها برای انطباق با شرایط پویای بازار |
| شکار فرصتهای بازار | شناسایی فرصتهای نادیده گرفته شده و بهرهبرداری از نوسانات قیمتی |
| بیشینهسازی سود | تلاش برای کسب سود بالاتر از روند عمومی بازار با تکیه بر دانش مدیر صندوق |
| انعطافپذیری ساختاری | برخلاف روشهای ایستا، توانایی تطبیق سریع با تحولات و ریسکهای محیطی را دارد |
استراتژیهای رایج در مدیریت فعال: انتخاب سهام (Stock Picking) و زمانبندی بازار
مدیران فعال عمدتاً از دو ابزار قدرتمند استفاده میکنند: انتخاب سهام و زمانبندی بازار. در استراتژی انتخاب سهام، تمرکز بر تحلیل عمیق شرکتها برای یافتن سهمهایی است که زیر ارزش ذاتی معامله میشوند. مدیران با بررسی صورتهای مالی، مزیتهای رقابتی و کیفیت مدیریت شرکت، گلچینی از بهترینها را در سبد قرار میدهند.
زمانبندی بازار (Market Timing) نیز به معنای پیشبینی جهت حرکت کلی بازار برای افزایش یا کاهش سطح نقدینگی سبد است. به عنوان مثال، مدیر ممکن است قبل از یک ریزش احتمالی، سهم بزرگی از دارایی را نقد کرده و در کفهای قیمتی دوباره وارد بازار شود. ترکیب این دو استراتژی به مدیر اجازه میدهد تا هم در صعودها بیشترین سود را ببرد و هم در نزولها از دارایی سرمایهگذاران محافظت کند.
تعریف مدیریت مبتنی بر فاکتور (Factor-based Investing) و جایگاه آن در ادبیات مالی
سرمایهگذاری مبتنی بر فاکتور، رویکردی علمی و میانرشتهای است که بین مدیریت فعال و غیرفعال قرار میگیرد. این روش به جای تمرکز بر نام شرکتها، بر ویژگیهای بنیادی و آماری خاصی تمرکز دارد که در طول تاریخ ثابت شده بازدهی ایجاد میکنند. در ادبیات مالی مدرن، فاکتورها به عنوان ژنهای بازدهی شناخته میشوند.
این استراتژی تلاش میکند تا بازدهی را از طریق قرار گرفتن در معرض عوامل سیستماتیک خاص (مانند ارزش یا کیفیت) به دست آورد. جایگاه این روش در سالهای اخیر به دلیل رشد پردازش دادههای بزرگ و الگوریتمهای ریاضی بسیار مستحکم شده است، زیرا به سرمایهگذاران اجازه میدهد با دقت بیشتری منابع بازدهی خود را شناسایی و مدیریت کنند.
معرفی فاکتورهای اصلی در سبد صندوق (ارزش، رشد، کیفیت، اندازه و نوسان پذیری)
در سبد صندوقهای مدرن، پنج فاکتور اصلی نقش کلیدی ایفا میکنند:1. ارزش (Value): تمرکز بر سهامی که قیمت آنها نسبت به سود یا ارزش دفتریشان پایین است. 2.
رشد (Growth): انتخاب شرکتهایی با نرخ رشد درآمد و سودآوری بالاتر از میانگین. 3. کیفیت (Quality): تمرکز بر شرکتهایی با سودآوری پایدار، بدهی کم و حاشیه سود بالا.
4. اندازه (Size): بهرهبرداری از تمایل شرکتهای کوچک به بازدهی بالاتر نسبت به شرکتهای بزرگ در بلندمدت. 5.
نوسانپذیری (Volatility): استراتژی تمرکز بر سهام با نوسان پایین که معمولاً در بازارهای نزولی عملکرد بهتری دارند. درک این فاکتورها به مدیر صندوق اجازه میدهد تا سبد را با توجه به چرخه اقتصادی (رکود یا رونق) بهینه کند.نحوه عملکرد استراتژی اسمارت بتا (Smart Beta) در مدیریت پورتفوی استراتژی اسمارت بتا (Smart Beta) در واقع پیادهسازی عملی مدیریت فاکتوری در قالب صندوقهای قابل معامله است.
این روش از قوانین مشخص و شفاف برای وزندهی به داراییها استفاده میکند، به جای اینکه صرفاً بر اساس ارزش بازار (مانند شاخصهای سنتی) عمل کند. به عنوان مثال، یک صندوق اسمارت بتا ممکن است سهمها را بر اساس میزان سودآوری یا کمترین نوسان وزندهی کند. عملکرد این استراتژی به گونهای است که مزایای مدیریت غیرفعال (هزینه کم و انضباط) را با مزایای مدیریت فعال (پتانسیل بازدهی مازاد) ترکیب میکند.
این روش با حذف سوگیریهای انسانی و اتکا به قواعد ریاضی، تلاش میکند تا کارایی پورتفوی را در بلندمدت افزایش دهد.
ترکیب مدیریت فعال با مدلهای فاکتوری برای بهینهسازی بازدهی
یکی از پیشرفتهترین متدهای مدیریت دارایی، تلفیق بصیرت مدیران فعال با دقت مدلهای فاکتوری است. در این رویکرد، مدلهای فاکتوری به عنوان یک فیلتر اولیه برای غربالگری هزاران سهم عمل میکنند و مدیر فعال در مرحله نهایی، با تحلیلهای کیفی و بررسی اخبار جاری، بهترین گزینهها را انتخاب میکند. این ترکیب باعث میشود که سبد سرمایهگذاری هم از نظر آماری دارای پشتوانه علمی باشد و هم از نظر انعطافپذیری در برابر وقایع پیشبینی نشده بازار، عملکرد خوبی داشته باشد.
بهینهسازی بازدهی در این حالت از طریق کاهش خطاهای انسانی و شناسایی دقیقتر محرکهای سودآوری محقق میشود.
مزایا و محدودیتهای مدیریت مبتنی بر فاکتور نسبت به روشهای سنتی
مزیت اصلی مدیریت فاکتوری، شفافیت و قابلیت تکرارپذیری آن است؛ سرمایهگذار دقیقاً میداند که بازدهی از چه مسیری (مثلاً از مسیر سهام ارزان یا باکیفیت) حاصل شده است. همچنین این روش به تنوعبخشی بهتر سبد کمک میکند. با این حال، محدودیتهایی نیز وجود دارد.
فاکتورها ممکن است در دورههای زمانی طولانی (گاهی چندین سال) عملکرد ضعیفی داشته باشند (مانند دوره طولانی عقبماندگی فاکتور ارزش نسبت به رشد). همچنین پیادهسازی دقیق این مدلها نیاز به دانش فنی بالا و دسترسی به دادههای پاکسازی شده و دقیق دارد که برای بسیاری از سرمایهگذاران انفرادی در دسترس نیست.
نقش تحلیلهای کمّی و دادهمحور در مدیریت فاکتوری صندوقها
در عصر حاضر، مدیریت فاکتوری بدون تحلیلهای کمّی (Quant) غیرممکن است. صندوقهای پیشرو از الگوریتمهای یادگیری ماشین و هوش مصنوعی برای استخراج فاکتورهای جدید و پایش لحظهای فاکتورهای موجود استفاده میکنند. دادهها در اینجا نقش سوخت را ایفا میکنند؛ از دادههای قیمت و حجم گرفته تا دادههای جایگزین مثل تحلیل متن اخبار.
نقش این تحلیلها در کاهش سوگیریهای رفتاری مدیران (مانند خوشبینی بیش از حد) بسیار پررنگ است. مدلهای کمّی به طور بیطرفانه داراییها را ارزیابی کرده و اجازه میدهند تا مدیریت فاکتوری در مقیاسهای بزرگ و با سرعت بسیار بالا انجام شود.
بررسی ریسکهای مرتبط با استراتژیهای فعال و فاکتور-محور
سرمایهگذاری در این حوزهها با ریسکهای خاصی همراه است. در مدیریت فعال، بزرگترین ریسک، ریسک مدیر است؛ یعنی احتمال اینکه استراتژیهای فردی مدیر منجر به شکست شود. در استراتژیهای فاکتوری، ریسک تغییر رژیم بازار وجود دارد؛ یعنی شرایطی که در آن یک فاکتور خاص کارایی خود را از دست میدهد.
همچنین ریسک مدل (Model Risk) به معنای اشتباه در طراحی ریاضی استراتژی، میتواند آسیبهای جدی وارد کند. علاوه بر این، به دلیل جابهجایی مکرر داراییها، هزینههای معاملاتی و مالیاتی میتواند بخشی از سود را از بین ببرد. درک این ریسکها برای هر سرمایهگذاری که به دنبال بازدهی بالاتر است، حیاتی است.
این استراتژیها برای کدام دسته از سرمایهگذاران مناسب است؟ مدیریت فعال و فاکتوری عمدتاً برای سرمایهگذارانی مناسب است که افق زمانی میانمدت تا بلندمدت دارند و به دنبال کسب بازدهی بیش از میانگین بازار هستند. افرادی که ریسکپذیری بالاتری دارند و درک میکنند که بازدهی مازاد هزینه دارد (به شکل نوسان یا کارمزد)، مخاطبان اصلی این صندوقها هستند.
همچنین برای سرمایهگذاران نهادی و افرادی که دارای سبدهای بزرگی هستند، استفاده از استراتژیهای فاکتوری به عنوان ابزاری برای پوشش ریسک و تنوعبخشی هوشمند بسیار توصیه میشود. اگر فردی زمان کافی برای رصد بازار را ندارد اما میخواهد از دانش متخصصان بهرهمند شود، مدیریت فعال گزینه ایدهآلی است.
معیارهای ارزیابی عملکرد مدیران فعال و صندوقهای فاکتور-محور
برای ارزیابی موفقیت در این حوزه، نباید تنها به درصد بازدهی مطلق نگاه کرد. معیارهای اصلی عبارتند از:
- نسبت شارپ (Sharpe Ratio): بازدهی کسب شده به ازای هر واحد ریسک.
- خطای ردیابی (Tracking Error): میزان انحراف عملکرد صندوق از شاخص معیار.
- نسبت اطلاعات (Information Ratio): نشاندهنده ثبات مدیر در کسب بازدهی مازاد. در صندوقهای فاکتوری، بررسی پایداری فاکتور و میزان قرارگیری (Exposure) سبد در معرض فاکتور مورد ادعا نیز اهمیت دارد.
یک مدیر موفق کسی است که بتواند در دورههای مختلف بازار، با رعایت انضباط استراتژیک، بازدهی تعدیل شده بر اساس ریسک مطلوبی ارائه دهد.جایگاه استراتژیهای فاکتوری در صندوقهای سرمایهگذاری مدرن ایران و جهان در سطح جهانی، مدیریت فاکتوری و اسمارت بتا سهم بزرگی از داراییهای تحت مدیریت را به خود اختصاص دادهاند و غولهایی مانند بلکراک و ونگارد به شدت در این حوزه فعال هستند. در بازار سرمایه ایران، این مفاهیم نسبتاً نوین هستند اما به سرعت در حال رشدند.
با ورود ابزارهای جدید و صندوقهای ETF پیشرفته، مدیران دارایی در ایران نیز به سمت استفاده از مدلهای کمّی و فاکتوری برای مدیریت سبدهای بزرگ حرکت کردهاند. جایگاه این استراتژیها در آینده بورس ایران بسیار روشن است، زیرا با افزایش دانش مالی و رقابتیتر شدن بازار، دیگر روشهای سنتی خرید و نگهداری ساده (Buy and Hold) برای کسب بازدهیهای رویایی کافی نخواهد بود و نیاز به علم آمار و تحلیلهای فاکتوری بیش از پیش احساس میشود. مدیریت فعال (Active Management) یکی از رویکردهای پویا در بازارهای مالی است که در آن مدیران صندوق با تکیه بر دانش تخصصی و تحلیلهای مداوم، تلاش میکنند بازدهی بالاتری نسبت به شاخصهای مرجع بازار کسب کنند.
در این روش، مدیران به جای کپی کردن ترکیب یک شاخص، با استفاده از استراتژیهایی نظیر انتخاب سهام (Stock Picking) و زمانبندی بازار (Market Timing)، داراییهایی را انتخاب میکنند که پتانسیل رشد بیشتری دارند. هدف اصلی در این نوع مدیریت، بهرهبرداری از ناکارآمدیهای بازار و شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری است که هنوز توسط عموم کشف نشدهاند. در مقابل مدیریت غیرفعال که تنها به دنبال همگامی با نوسانات بازار است، مدیریت فعال هزینههای عملیاتی بالاتری دارد؛ زیرا نیازمند تیمهای تحلیلگری خبره و انجام معاملات مکرر است.
با این حال، انعطافپذیری مدیر در مواجهه با شرایط بحرانی و امکان خروج سریع از داراییهای پرریسک، از مزایای کلیدی این روش محسوب میشود. مدیران فعال با تحلیل صورتهای مالی، ارزیابی تیمهای مدیریتی شرکتها و پایش اخبار اقتصادی، پورتفویی را میچینند که با اهداف مشخصی نظیر رشد حداکثری یا حفظ سرمایه در برابر تورم همخوانی داشته باشد. سرمایهگذاری مبتنی بر فاکتور (Factor-based Investing) به عنوان پلی میان مدیریت فعال و غیرفعال شناخته میشود.
در این استراتژی، به جای تحلیل تکتک سهام، سرمایهگذاری بر اساس ویژگیهای مشخص و قابل اندازهگیری که به لحاظ تاریخی بازدهی بهتری ایجاد کردهاند، انجام میشود. فاکتورهای اصلی شامل ارزش (خرید سهام ارزان نسبت به ارزش دفتری)، اندازه (سرمایهگذاری در شرکتهای کوچک با پتانسیل رشد بالا)، کیفیت (شرکتهای با بدهی کم و سودآوری پایدار) و نوسانپذیری کم هستند. این رویکرد به مدیران اجازه میدهد تا با استفاده از مدلهای کمّی و دادهمحور، ریسک پورتفوی را به صورت هوشمند مدیریت کنند.
استراتژی اسمارت بتا (Smart Beta)
نمونهای بارز از پیادهسازی مدیریت فاکتوری است که در آن وزندهی به داراییها نه بر اساس ارزش بازار، بلکه بر اساس فاکتورهای بنیادی انجام میشود. این روش تلاش میکند مزایای هزینه پایین صندوقهای شاخصی را با پتانسیل بازدهی بالاتر مدیریت فعال ترکیب کند. با استفاده از فاکتورها، تنوعبخشی در پورتفوی به شکل دقیقتری انجام شده و همبستگی بین داراییها برای کاهش ریسکهای ناگهانی بازار بهینهسازی میشود.
در نهایت، ترکیب مدیریت فعال با مدلهای فاکتوری در صندوقهای سرمایهگذاری مدرن، ابزاری قدرتمند برای سرمایهگذاران حرفهای ایجاد کرده است. تحلیلهای کمّی و استفاده از تکنولوژیهای دادهکاوی به مدیران کمک میکند تا سوگیریهای انسانی را در تصمیمگیری کاهش دهند و بر اساس شواهد آماری معتبر عمل کنند. ارزیابی عملکرد در این استراتژیها نیز بر اساس شاخصهایی نظیر نسبت شارپ و آلفای تولید شده انجام میشود تا مشخص گردد که آیا بازدهی اضافی کسب شده، نتیجه مهارت مدیر بوده است یا صرفاً به دلیل پذیرش ریسک بیشتر حاصل شده است.
این رویکردها به ویژه برای سرمایهگذارانی که به دنبال رشد بلندمدت و مدیریت ریسک ساختاریافته هستند، گزینهای ایدهآل به شمار میآید.
سوالات متداول: راهنمای جامع مدیریت فعال و استراتژیهای فاکتور-محور در صندوقهای سرمایهگذاری
مدیریت فعال (Active Management) در صندوقهای سرمایهگذاری به چه معناست؟
مدیریت فعال رویکردی است که در آن مدیران صندوق و تیمهای تحلیلی تلاش میکنند با تکیه بر دانش تخصصی، پیشبینیهای اقتصادی و تحلیلهای بنیادی و تکنیکال، بازدهی بیشتری نسبت به شاخص معیار (مانند شاخص کل بورس) کسب کنند. در این روش، داراییها بهطور مداوم رصد شده و بر اساس فرصتهای بازار، خرید و فروش میشوند.
استراتژی مدیریت مبتنی بر فاکتور (Factor-based Investing) چیست؟
این یک رویکرد نوین و نظاممند است که بین مدیریت فعال و غیرفعال قرار میگیرد. در این روش، به جای تمرکز بر کل بازار یا انتخاب سلیقهای سهام، سرمایهگذاری بر روی ویژگیهای خاصی از داراییها که از نظر تاریخی بازدهی بالاتری دارند (مانند ارزش، اندازه، کیفیت، رشد و نوسانپذیری کم) متمرکز میشود.
تفاوت اصلی مدیریت فعال با مدیریت غیرفعال (Passive) در چیست؟
هدف مدیریت غیرفعال، کپی کردن عملکرد یک شاخص و کسب بازدهی مشابه بازار با هزینه کم است. اما در مدیریت فعال، هدف شکست بازار و کسب بازدهی مازاد است که البته با ریسک بالاتر و هزینههای معاملاتی و مدیریتی بیشتری همراه است.
فاکتورهای اصلی در سبد صندوقها شامل چه مواردی هستند؟
فاکتورهای رایج عبارتند از:
- ارزش (Value): تمرکز بر سهامی که قیمت آنها نسبت به ارزش ذاتی کمتر است.
- اندازه (Size): سرمایهگذاری در شرکتهای کوچک که پتانسیل رشد بالایی دارند.
- کیفیت (Quality): انتخاب شرکتهایی با سودآوری پایدار و بدهی کم.
- نوسانپذیری (Volatility): تمرکز بر سهام با نوسان کمتر برای کنترل ریسک.
چگونه میتوان سرمایهگذاری در صندوقهای مدیریت فعال را شروع کرد؟
اولین گام، داشتن کد بورسی و احراز هویت در سامانه سجام است. پس از آن، باید امیدنامه و اساسنامه صندوقهای مختلف را بررسی کنید تا متوجه شوید کدام صندوق از استراتژی فعال یا فاکتور-محور استفاده میکند. شما میتوانید واحدهای این صندوقها را از طریق سامانههای معاملاتی آنلاین کارگزاریها (برای صندوقهای ETF) یا سایت اختصاصی صندوق خریداری کنید.
فرآیند گامبهگام انتخاب یک صندوق فاکتور-محور چگونه است؟
- تعیین هدف: آیا به دنبال رشد سرمایه هستید یا حفظ ارزش آن؟
- شناسایی فاکتور: انتخاب فاکتوری که با شرایط بازار همخوانی دارد (مثلاً فاکتور ارزش در زمان رکود).
- بررسی سوابق: تحلیل بازدهی تاریخی صندوق در دورههای مختلف بازار.
- بررسی هزینهها: اطمینان از اینکه کارمزدهای مدیریت فعال با بازدهی مازاد ایجاد شده تناسب دارد.
استراتژی اسمارت بتا (Smart Beta) چگونه در پورتفوی اجرا میشود؟
اسمارت بتا در واقع پیادهسازی عملی مدیریت فاکتوری است. مدیر صندوق از قوانین ریاضی و الگوریتمها برای وزندهی به پورتفوی استفاده میکند تا به جای وزندهی بر اساس ارزش بازار (روش سنتی)، بر اساس فاکتورهای انتخابی عمل کند. این کار باعث تنوعبخشی هوشمند و بهبود بازدهی تعدیلشده با ریسک میشود.
مزایای ترکیب مدیریت فعال با مدلهای فاکتوری چیست؟
این ترکیب به مدیر اجازه میدهد که از یک سو به اصول علمی و دادهمحور (فاکتورها) پایبند باشد و از سوی دیگر با تحلیلهای انسانی، از فرصتهای گذرا یا ناهنجاریهای ناگهانی بازار که مدلهای ریاضی قادر به شناسایی آنها نیستند، بهره ببرد. این رویکرد ریسک خطای انسانی محض را کاهش میدهد.
عملکرد مدیریت فعال در بازارهای کارا و غیرکارا چه تفاوتی دارد؟
در بازارهای بسیار کارا (مانند بورسهای توسعهیافته)، شکست دادن بازار برای مدیران فعال بسیار سخت است. اما در بازارهای در حال توسعه یا غیرکارا (مانند بخشهایی از بازار سرمایه ایران)، به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی، مدیران فعال و استراتژیهای فاکتوری شانس بسیار بیشتری برای کسب بازدهیهای خیرهکننده نسبت به شاخص دارند.
تاثیر هزینههای معاملاتی بر بازدهی نهایی این صندوقها چقدر است؟
به دلیل خرید و فروش مکرر در مدیریت فعال، هزینههای کارمزد و مالیات میتواند بخشی از سود را کاهش دهد. سرمایهگذاران باید به نسبت هزینههای عملیاتی (Expense Ratio) توجه کنند. اگر بازدهی مازاد ایجاد شده توسط مدیر کمتر از هزینههای اضافی باشد، سرمایهگذاری در صندوق غیرفعال منطقیتر خواهد بود.
آیا استراتژیهای فعال و فاکتور-محور امنیت سرمایه را تضمین میکنند؟
خیر، هیچ تضمینی برای بازدهی در بازار سرمایه وجود ندارد. ریسک اصلی در اینجا ریسک انتخاب است؛ یعنی ممکن است استراتژی منتخب مدیر یا فاکتور مورد نظر در یک دوره زمانی خاص عملکرد ضعیفی داشته باشد. با این حال، صندوقها تحت نظارت سازمان بورس هستند که امنیت قانونی داراییها را تضمین میکند.
اشتباهات رایج سرمایهگذاران در مواجهه با مدیریت فعال چیست؟
- نگاه کوتاهمدت: قضاوت درباره عملکرد مدیر بر اساس نوسانات یک ماهه.
- تعقیب بازدهی (Performance Chasing): ورود به صندوقی که در گذشته سود زیادی داده، بدون در نظر گرفتن تغییر شرایط بازار.
- عدم درک استراتژی: سرمایهگذاری در صندوق فاکتوری بدون دانستن اینکه آن فاکتور در چه شرایطی آسیبپذیر است.
هزینههای پنهان در صندوقهای مدیریت فعال شامل چه مواردی است؟
علاوه بر کارمزد خرید و فروش، هزینههایی مانند کارمزد مدیریت (که از NAV کسر میشود)، هزینههای حسابرسی، متولی و گاهی کارمزد عملکرد (Performance Fee) در صورت عبور از یک سقف بازدهی مشخص، از داراییهای صندوق کسر میگردد که سرمایهگذار باید از آنها آگاه باشد.



